تبليغاتX
.گفتگو با خوانندگان و بيوگرافي هنرمندان هواداران و طرفداران شکیلا

محمد عاشق شکیلا

 متن ترانه مينويسم از شكيلا

می نویسم مینویسم از تو تا تن کاغذ من جا دارد
با تو از حادثه ها خواهم گفت گریه این گریه اگر بگذارد

گریه این گریه اگر بگذارد با تو از روز ازل خواهم گفت
فتح معراج غزل کافی نیست باتو از اوج غزل خواهم گفت
مینوسم همه ی هق هق تنهایی را
تا تو از هیچ به ارامش دریا برسی
تا تو در همهمه همراه سکوتم باشی

به حریم خلوت عشق تو تنها برسی
می نویسم مینویسم از تو تا تن کاغذ من جا دارد

با تو از حادثه ها خواهم گفت گریه این گریه اگر بگذارد
مینویسم همه ی با تو نبودن ها را
تا تو از خواب مرا به با تو بودن ببری
تا تو تکیه گاه امن خستگی هام باشی

تا مرا باز به دیدار خود من ببری
می نویسم مینویسم از تو تا تن کاغذ من جا دارد

با تو از حادثه ها خواهم گفت گریه این گریه اگر بگذارد



 

|+| نوشته شده توسط محمد در ساعت |
 متن ترانه نوایی از شکیلا

نوایی نوایی نوایی نوایی
همه باوفایند تو گل بی وفایی


غمت در نهانخانه دل نشیند
بنازی که لیلی به محمل نشین


به دنبال محمل سبکتر قدم زن
مبادا غباری به محمل نشیند


مرنجان دلم را که این مرغ وحشی
زبامی که برخاست مشکل نشیند

بنازم به بزم محبت که آنجا
گدایی به شاهی مقابل نشیند


به پاگر خلد خار آسان بر آرم
چه سازم به خاری که بر دل نشیند


به دنبال محمل چنان زار گریم
که از گریه ام ناقه در گل نشیند


خوشا کاروانی که شب را ه طی کرد
دم صبح اول به منزل نشیند

نوایی نوایی نوایی نوایی آی نوایی نوایی
همه باوفایند تو گل بی وفایی

الهی برافتد نشان جدایی
جوانی بگذرد تو قدرش ندانی

 

|+| نوشته شده توسط محمد در ساعت |
 متن ترانه مینویسم از تو از شکیلا
ترانه سرا: شهریار قنبری

آهنگساز: بابک افشار

تنظیم: بابک افشار

می نویسم مینویسم از تو تا تن کاغذ من جا دارد
با تو از حادثه ها خواهم گفت گریه این گریه اگر بگذارد
گریه این گریه اگر بگذارد با تو از روز ازل خواهم گفت
فتح معراج غزل کافی نیست باتو از اوج غزل خواهم گفت
مینوسم همه ی هق هق تنهایی را
تا تو از هیچ به ارامش دریا برسی
تا تو در همهمه همراه سکوتم باشی
به حریم خلوت عشق تو تنها برسی
می نویسم مینویسم از تو تا تن کاغذ من جا دارد
با تو از حادثه ها خواهم گفت گریه این گریه اگر بگذارد
مینویسم همه ی با تو نبودن ها را
تا تو از خواب مرا به با تو بودن ببری
تا تو تکیه گاه امن خستگی هام باشی
تا مرا باز به دیدار خود من ببری
می نویسم مینویسم از تو تا تن کاغذ من جا دارد
با تو از حادثه ها خواهم گفت گریه این گریه اگر بگذارد


|+| نوشته شده توسط محمد در ساعت |
 متن ترانه انتظار

Live In Concert

 

 

صبر دل من سر اومده باز
مهتاب در اومد و نيومده باز

وای که انتظار می کشه منو
دل بی قرار می کشه منو
وای وای می کشه منو
آرزوی يار می کشه منو

منو پريشون می کنه
چشمامو گريون می کنه
فکر پشيمون شدنش
داره منو داغون می کنه

وای که انتظار می کشه منو
دل بی قرار می کشه منو
وای وای می کشه منو
آرزوی يار می کشه منو

من و شب و جام می و نقش دو چشمون تو در باده ناب
دلی پر از عشق تو و ياد تو چشم من و حسرت خواب
دلم براش پر می زنه وای اگه خوابش ببره
بازم بمونه دل من تا به سحر در تب و تاب

وای که انتظار می کشه منو
دل بی قرار می کشه منو
وای وای می کشه منو
آرزوی يار می کشه منو

کاشکی بخونم عشقو تو نگاش
از دلش بگه چشمون سياش

وای که انتظار می کشه منو
دل بی قرار می کشه منو
وای وای می کشه منو
آرزوی يار می کشه منو

منو پريشون می کنه
چشمامو گريون می کنه
فکر پشيمون شدنش
داره منو داغون می کنه

وای که انتظار می کشه منو
دل بی قرار می کشه منو
وای وای می کشه منو
آرزوی يار می کشه منو

من و دلی عاشق و آزرده که دنياشه همه چشم سياش
من و دو چشمی که می گه از دل افسرده و ديوونه براش
دلم براش پر می زنه وای اگه خوابش ببره
بازم بمونه دل من تا به سحر در تب و تاب

وای که انتظار می کشه منو
دل بی قرار می کشه منو
وای وای می کشه منو
آرزوی يار می کشه منو

|+| نوشته شده توسط محمد در ساعت |
 متن ترانه شکیلا صبوری

عمر من همراه با تكرار روز و شب گذشت

شمع فانوس جواني دم به دم كم نور شد

خويشتن را بشكني ايثار اگر از حد گذشت

پاكبازي هر چه كردم دشمني منظور شد

راه را از چاه در هر لحظه ايي بايد شناخت

يك قدم غافل شدم يك عمر راهم دور شد

اي جوان كي گفته فصل انتهاست ؟

فصل اميد است و روز ابتداست

زندگي را با چراغ معرفت آغاز كن

در ركاب دوستي با همسفر پرواز كن

در ميان راه اگر هر مانعي ره بر تو بست

عاقلانه با صبوري راه بسته باز كن


|+| نوشته شده توسط محمد در ساعت |
 متن ترانه زندگی از شکیلا

چشمای من میل به گریه داره می خواد بباره
دل نمی دونی که چه حالی داره چه حالی داره
غصه به جز گریه دوا نداره خدا نداره

هر چی تو دنیا غمه مال منه
روزی هزار بار دل می شکنه

دل دیگه اون طاقتارو نداره خدا نداره
پشت سر هم داره بد می یاره خدا می یاره
از در و دیوار واسه دل می باره خدا می باره

زندگی آی زندگی خسته ام خسته ام
گوشه زندون غم دست و پا بسته ام

هر چی تو دنیا غمه مال منه
روزی هزار بار دل می شکنه

دل دیگه اون طاقتارو نداره خدا نداره
پشت سر هم داره بد می یاره خدا می یاره
از در و دیوار واسه دل می باره خدا می باره

زندگی آی زندگی خسته ام خسته ام
گوشه زندون غم دست و پا بسته ام

هر چی تو دنیا غمه مال منه
روزی هزار بار دل می شکنه

دل دیگه اون طاقتارو نداره خدا نداره
پشت سر هم داره بد می یاره خدا می یاره
از در و دیوار واسه دل می باره خدا می باره


|+| نوشته شده توسط محمد در ساعت |
 متن ترانه شکیلا صدای عشق
نام آهنگ: صدای عشق

آهنگساز: بابک افشار

شاعر :  هما میر افشار

تنظیم کننده: بابک افشار

جدا از تو نمي خواهم ببينم روي دنيا را
بيا تا درشب چشمت ببازم صبح فردا را ببازم صبح فردا را ببازم صبح فردا را
بيا بگشا سر خم را
بياور پيش مينا را
به روي زلف هاي من
بريز عِقد ثريا را بريز عقد ثريا را بريز عقد ثريا را
به عطر گل خدا را بين که در گلزار مي پيچد
ز نيلوفر که عاشقتر که بر ديوار مي پيچد
مخور صائب فريب فضل از عمامه ي زاهد
که در گنبد ز بي مغزي صدا بسيار مي پيچد
بيا با چشم دل بينيم شوق موج دريا را
کدام عشق کهن آلوده پر کرده صدفها را
بيا اي هم نفس در هم بريزيم اين نفسها را
بيا با عشق خود آتش زنيم اين کهکشانها
صداي عشق تنها در دل هوشيار مي پيچد
بيا ميخانه آنجا هم صداي يار مي پيچد
مخور صائب فريب فضل از عمامه ي زاهد
که در گنبد ز بي مغزي صدا بسيار مي پيچد
به عطر گل خدا را بين که در گلزار مي پيچد
ز نيلوفر که عاشقتر که بر ديوار مي پيچد
مخور صائب فريب فضل از عمامه ي زاهد
که در گنبد ز بي مغزي صدا بسيار مي پيچد

نظر یادتون نره

 

|+| نوشته شده توسط محمد در ساعت |
 متن ترانه شکیلا مرغک خیال
شعر و آهنگ: جهانبخش پازوکی

تنظیم: کاظم عالمی

صورتگر: فخری عبادت

ای مرغک خیال من منو ببر منوببر
ببین ببین شکسته بال من
منو ببر منوببر
نذار که رفتنم بشه آرزوی محال من
من خسته ام منو ببر ببین شکسته بال من
دلم تنگه منو ببر
منو ببربه اونجا که
واسه صبح دل انگیزش شب از عشق لبریزش
تابستون تب آلودش پاییز غم انگیزش
دلم تنگه دلم تنگه
واسه گلهای صحراییش طبیعت تماشاییش
واسه اشکا و لبخنداش واسه زشتی و زیباییش
دلم نتگه دلم تنگه
منو ببر به اونجا که
توی کویر خشکیدش داره بارون میاد نم نم
کبوترای تازه نفس خسته از حصار و قفس
دارن عاشق می شن کم کم دارن عاشق می شن کم کم
ای مرغک خیال من منو ببر منوببر
ببین ببین شکسته بال من
منو ببر منوببر
نذار که رفتنم بشه آرزوی محال من
من خسته ام منو ببر ببین شکسته بال من
دلم تنگه منو ببر

نظر یادتون نره

|+| نوشته شده توسط محمد در ساعت |
 متن ترانه ارثيه هاي عاطفي

در این دیار خسته کش در این دیار خسته کش
دیگر بریده نفسم هرچه تلاش می کنم
به آرامش نمی رسم به آرامش نمی رسم
در این دیار خسته کش وجود من بیهوده شد
ارثیه های عاطفی
اینجا از من ربوده شد اینجا از من ربوده شد
روز نفس نفس زنان رو به سراب می روم
خشک گلو و تشنه لب به عشق آب می روم
شب که به خانه می رسم شکسته بال و خسته جان
در غم فردای دگر
باز به خواب می روم باز به خواب می روم
از تن خشک شاخ گل توقع جوانه نیست
اسب نفس بریده را
طاقت ازیانه نیست طاقت ازیانه نیست
از گل چهره سوخته طراوتی طلب کن
برای رفع تشنگی تکیه به تشنه لب نکن
فرشته ی نجات من دیر به ما رسیده ای
کهنه شده است زخم ما کوشش بی سبب نکن
در این دیار خسته کش وجود من بیهوده شد
ارثیه های عاطفی
در این دیار خسته کش در این دیار خسته کش
دیگر بریده نفسم هرچه تلاش می کنم
به آرامش نمی رسم به آرامش نمی رسم
در این دیار خسته کش وجود من بیهوده شد
ارثیه های عاطفی
اینجا از من ربوده شد اینجا از من ربوده شد
در این دیار خسته کش وجود من بیهوده شد
ارثیه های عاطفی

اینجا از من ربوده شد اینجا از من ربوده شد

 

نظر يادتون نره

 

 



 

|+| نوشته شده توسط محمد در ساعت |
 متن ترانه کمی با من مدارا کن
ترانه سرا :شهریار قنبری

آهنگساز :بابک افشار

تنظیم کننده:بابک افشار

کمی با من مدارا کن

کمی با من مدارا کن کمی با من مدارا کن
که خود را با تو بشناسم من گم را تو پيدا کن

تو را از شب جدا کردم تو را از قصه آوردم
نمی شد با تو بد باشم نمی شد از تو برگردم

نه از برگم نه از جنگل نه از باران نه از شبنم
نه آن تعميدی رودم نه آن مريم ترين مريم

منم همسقف ديروزی که عطر خانگی دارد
که دستان تو را بايد به شام سفره بسپارد

کمی به من مدارا کن کمی با من مدارا کن
صبوری کن تحمل کن من گم را تو پيدا کن

اگر سختم اگر دشوار اگر سيل مصيبت وار
اگر تلخم اگر بيمار منم از عشق تو بسيار

منم هم خون و هم گريه که بغضش را به دريا داد
که از اوج پريدن ها بر اين ويرانه ها افتاد

کمی به من مدارا کن کمی با من مدارا کن
صبوری کن تحمل کن من گم را تو پيدا کن


|+| نوشته شده توسط محمد در ساعت |
-- Script By: www.asheghshakila.blogfa.com -->
امکانات - ارتباط از طريق ياهو
اين سايت را صفحه خانگي خود كنيد !   تماس با مدير سايت !   اضافه کردن اين سايت به علاقه منديها !   لينک RSS
نامه به مدير وبلاگ
متن نامه خود را بنويسيد

هواداران و طرفداران شكيلا